خورشید زیباست

از خورشید دور باش و از نورش نور بگیر!
خورشید زیباست

من اگه خودم عامل به این ها بودم
این متن ها اثر داشت
پس منو ببخشید!

------
بزرگی میگفت بیکار نباش، صلوات بفرست!

نویسنده: مدیر وبلاگ :)

آخرین نظرات

اگه مردی بعد از عید فطر روزه بگیر!

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۸:۴۰ ق.ظ

روزه از آن اعمال عبادی است که ثواب بسیاری در روایات برای آن در نظر گرفته اند، عملی که اهل بیت، اولیاء و پیامبر رحمت همواره بر آن مداومت داشتند. داستان هایی از روزه داری سلمان فراسی و بزرگان دیگر در روایات هست که همگی بر حریص بودن اولیاء بر روزه داری است.


سلمان و استفاده از فرصت های دینی

سلمان فارسی روزه میگرفت، به دستوری که اهل بیت بر آن توصیه داشتند، آن هم سه روز روزه داری در سال بود که در روایت زیر داستان بیان میشود:

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: روزى پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به اصحاب خود فرمود: کدام یک از شما تمام مدت عمر خود را روزه می دارید و کدام یک تمام شب ها را زنده دارى می نمائید؟ سلمان فارسى عرض کرد: اى رسول خدا !من پیوسته روزها را روزه می دارم و شب ها را به عبادت و زنده دارى مشغول هستم و هر روز یک قرآن ختم می کنم.

بعضى از اصحاب از سخنان سلمان در غضب شدند و گفتند: اى رسول خدا! این مرد فارسى مى‏خواهد بر ما عرب ها فخر و مباهات کند. دروغ می گوید. ما بسیارى از روزها را دیدیم روزه دار نیست و شب ها می خوابد.

پیغمبر اکرم فرمود: چه می گوئید ، سلمان مانند لقمان حکیم است. از او سؤال کنید تا جواب بدهد. آن وقت سلمان گفت : در هر ماه سه روز روزه می دارم و خداوند می فرماید: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها  هر کس عمل نیکى به جا آورد، ده برابر خداوند پاداش به او مرحمت مى- کند . ماه شعبان را به ماه رمضان متصل می کنم به این کیفیت تمام روزها را روزه می دارم و پیغمبر اکرم فرمود: هر کس با طهارت بخوابد ،مانند آن است که شب زنده دارى نموده، شب ها با وضو مى‏خوابم و هر روز سه مرتبه سوره اخلاص می خوانم.

صحابه چون این سخنان را از سلمان شنیدند، گویا سنگى به دهانش انداخته اند ، شرمسار شدند و دیگر سخنى نگفتند. (1)


پس چرا باید روزی روزه داری حرام باشد؟

البته دلیل اصلی روزه داری همان است که نزد خدای متعال است و جایی به طور دقیق بیان نشده است اما آنچه از تجربه دین داری و روحیات انسان ها و برخی روایات میشود فهمید دو چیز است که هر دو مهم و ضروری است:

1. رعایت تعادل و حد وسط در دین

2. شناخت مرد از نامرد در عبادت


اسلام دین تعادل است، 

اگر این ویژگی دین اسلام را در کنار آن خصوصیت انسانها قرار دهیم که همواره تمایل به افراط و تفریط و خروج از حدّ اعتدال دارند، می‌توان ربط میان این سخن و فلسفة تحریم روزه در این دو عید را درک نمود. 

روز عید باید روز خوردن و آشامیدن باشد و مقدس مأبی نبایستی چنان بر آدمها مسلط گردد که عید بودن عید را نیز فراموش کنند. به دیگر سخن، عظمت و بزرگی این دو عید به اندازه‌ای است که عید بودن آنها به هیچ عنوان نباید تحت‌الشعاع مسائل دیگر قرار گیرد. 

روزه گرفتن در این دو روز بدون شک این دو عید بزرگ را کم‌رنگ می‌سازد. و شارع چون به این کم‌رنگ شدن راضی نیست دستور به تحریم داده است. 

در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ اشاره‌ای است به همین مضمون. ایشان می‌فرماید: در روز عید فطر و عید اضحی روزه نباید گرفت. چون رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود که این روزها روزهای خوردن و آشامیدن و شادی کردن است.(2)


پس چرا بقیه اعیاد روزه گرفتن اشکالی ندارد؟

بقیه اعیاد قبلش یک جریان زهد سنگین نیست، مثلا در ماه رمضان یک دوره یک ماهه زاهدانه است و در عید قربان قبلش حج و مسائل مربوط به آن ولی در اعیاد دیگر قبلش جریان زاهدانه سنگینی نیست و در ضمن  حکم قطع کننده و حفظ تعادل را نخواهد داشت.


شناخت مرد از نامرد در عبادت است

به گفته بزرگان نفس انسان به یک روز عادت میکند به گناه، اصلا خاصیت نفس این است که برای علاقه مند شدن به گناه یک لحظه برایش کافیست در حالی که برای عادت به مسائل عبادی زمان زیادی نیاز است، به همین خاطر اواخر ماه مبارک کم کم جان انسان ها علاقه مند به روزه میشود.

اگر روز عید فطر روزه حرام نباشد خیلی ها همین منوال را ادامه میدهند و بر طبق عادت روزه داری میکنند، خیلی ها را دیدم که اواخر ماه رمضان به خود قول می دهند که از این به بعد بیایید در غیر ماه مبارک هم روزه بگیریم، ولی به محض تمام شدن عید فطر روزه گرفتن سخت میشود، چون نفس به همان یک روز عادت می کند.

پس خداوند برای شناساندن روزه داران حقیقی به خودشان این روز را حرام کرد تا ببیند چه کسی است که بعد از عید فطر روزه داری میکند. خداوند عبادت از روی عادت را علاقه ای ندارد، عبادت باید با مبارزه با نفس و عشق باشد.

اگر مردی روزهای بعد از عید فطر را روزه داری کن!


پی نوشت:

1. تفسیر جامع‏، بروجردى، انتشارات صدر، تهران‏، 1366 ش‏، چاپ ششم‏.

2. نوری طبرسی، حاج میرزا حسین، مستدرک الوسایل، قم، مؤسسه آل‌ البیت لاحیاء التراث، چاپ اول، 407 هـ . ق، ج 7، ص 551.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">